ملاصدرای شیرازی
قسمت پنجم
دیدگاه ملاصدرا پیرامون تقلید
ملاصدرا در طول زندگی علمی اش، دیدگاه های گوناگونی را پیرامون مسئله تقلید عنوان کرده است. گاهی آن را با شروطی پذیرفته و گاه به کلی آن را مردود شمرده است (مانند نوشتار او در کتاب المشاعر). شاید به سبب مخالفت برخی علمای اصفهان با او و به این دلیل که ایشان را برای راهنمایی مردم واجد شرایط نمی دانسته است.می توان چنین گفت که ملاصدرا بر این باور بوده که فراگیری دانش از جمله فقه، حدیث و تفسیر و نیز سلوک در عرفان شیعی بر همه مسلمانان واجب عینی است، نه واجب کفایی، و هر مسلمان باید با فراگیری این دانش ها به درجه اجتهاد برسد و اگر گروهی از مسلمانان بنا به دلایلی پذیرفتنی به این درجه دست نیافتند، آن گاه می توانند از مجتهد تقلید کنند، به شرط آنکه تقلید ایشان آگاهانه بوده و واجد بودن مجتهد نیز بر ایشان آشکار شده باشد.
قضا و قدر
ملاصدرا به قضا و قدر الهی باور داشت و در «رساله فی مسئله القضا» و القدر» آن را توضیح داده است. قضا، در کلام اسلامی، به معنای حکم خدا (از دیدگاه سرچشمه، منشا» و پیدایش موجودات) و قدر به معنای اندازه، و تعیین اندازه، منزلت یا جایگاه کسی یا چیزی است. ملاصدرا بر این باور بود که قضا قابل تغییر نیست زیرا حکم خداوند تغییر نمی کند. اما قدر یا سرنوشت، قابل تغییر است زیرا در گرو اعمال انسان می باشد. انسان می تواند با نیکوکاری به رستگاری برسد یا با زشتکاری بدبختی خویش را رقم بزند و در این مورد مختار است. ملاصدرا با پیرپرستی مخالف بود و اگر او را صاحب کرامات می نامیدند، نمی پذیرفت.
منبع : دانشنامه آزاد ، ویکی پدیا